امروز 7 تیر 1396 - ساعت 04:51
صدر اعظم نوری در گفت‌وگو با «همبستگی» مطرح کرد:

تابوی مدیریت زنان شکسته است

در طول تاریخ، اعتماد به زنان و توانایی‌های آنها همواره نتایج مثبت و کارآمدی داشته است، در سال 1375 توسط غلام حسین کرباسچی او بعنوان اولین زن شهردار منصوب شد،، حال آنکه چرا از سال 1375 تا 1395 این رخداد تکرار نشد در اذهان عمومی و خصوصا جامعه زنان سوال‌برانگیز است، این حد فاصل زمانی را می‌توان عدم باور به توانایی‌های زنان برشمرد. حدود بیست سال از آخرین باری که یک زن در حوزه مدیریت کلان یک نهاد مهم شهری منتصب شد می‌گذرد و جز در مواردی محدود که عمده دلایل آن تبلیغات انتخاباتی است اتفاق جدی‌تری رخ نداد، البته دولت روحانی بسیاری از تابو‌ها در زمینه حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی را شکست، اما هنوز در حوزه شهری اقدام تاثیرگذاری انجام نگرفته است نوری می گوید «: اعتماد و اعتقاد به ظرفیت‌های زنان نیاز مبرم این روزهای جامعه است».

روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی خود در خصوص موضوع سمت‌های مدیریتی سطح بالا از جمله معاونت‌ها و حتی وزارت خانه‌ها وعده‌هایی را با جامعه هدف خود به ویژه زنان مطرح کرده بود. اکنون برای به وقوع پیوستن این وعده‌ها به چه سازوکارها و تغییراتی نیاز است؟

تجربه‌ای که در طی دوران بعد از انقلاب داریم نشان داده است هرزمان ما به زنان اعتماد می‌کنیم و فرصت را برای رشد آنها در زمینه‌های مختلف فراهم می‌کنیم به بهترین نتایج می‌انجامد، و زنان به اعتمادی که به آنها می‌شود پاسخ مثبت می‌دهند و البته تمام تلاش خود را نیز به کار می‌گیرند تا اعتمادی که نسبت به آنها وجود دارد سلب نشود. اعتقاد و اعتماد به شایستگی‌ها و توان بانوان در امور جزو موارد لازم برای ایجاد تغییر دیدگاه و ایجاد بستر مناسب برای رشد و نمو در این مسائل است. در نتیجه اولین قدم برای حرکت در این مسیر باور، اعتماد، و اعتقاد به شایستگی‌های زنان در عرصه‌های مدیریتی است.

چندی است که نقش زنان در توسعه ایران فقط به صورت نمادین وجود دارد، از دیدگاه شما نقش زنان در توسعه کشور چیست؟

استفاده از تمام آحاد جامعه کشور را برای حرکت در مسیر توسعه آماده می‌کند، زنان و مردان هردو بال‌های اصلی توسعه را تشکیل می‌دهند اگر یکی از این بال‌ها دچار اختلال شود یا حضور کم رنگ‌تری داشته باشد قطعا مسیر توسعه نیز دچار اختلال خواهد شد. نتیجه استفاده‌ از تمام ظرفیت‌های جامعه را در انتخابات ریاست جمهوری شاهد بودیم، مردم با حضور هم‌گام با یکدیگر فارغ از مقوله جنسیت توانستند حماسه بیافرینند. پیروزی این انتخابات را مدیون تمام مردم ایران هستیم نه فقط مردان، نه فقط زنان، بلکه این پیروزی دست‌رنج تلاش و حضور همه ملت ایران به طور یک‌پارچه است. این تجارب کار‌آمد نباید فقط محدود به انتخابات باشد بلکه باید در اداره امور و اعتماد به افراد جامعه منهای تفاوت جنسیت از آنها استفاده کنیم.

دولت روحانی تابوی حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی را شکست. در حال حاضر سهم زنان از مدیریت کشور چه در سطح کلان و چه خرد چه اندازه است؟

تا زمانی که دیدگاه افراد جامعه در سطوح کلان عوض نشود نمی‌توان انتظار تغییرات مشهود در زمینه مدیریت زنان داشت. حتی در سطح محلی و کوچک هنوز سهم زنان 3درصد است. شایان ذکر است براساس آماری که پس از شمارش آرا به دست آمد 51 درصد از افرادی که در انتخابات شرکت کردند را زنان تشکیل می‌دادند. ضمن این‌که در انتخابات شوراها هم شاهد حضور وسیع بانوان چه در موقعیت نامزدی برای انتخابات و چه شرکت در انتخابات به عنوان رای دهنده بودیم. در این دوره از انتخابات شوراها برخلاف دوره‌های دیگر که با وجود جمعیت بیشتر اعضای شورا تنها سه زن وارد فضای انتخابات شدند، تعداد بیشتری از زنان در انتخابات شرکت کردند و با اقبال گسترده‌ای که مردم نشان دادند شش زن توانستند به شورای شهر راه یابند. افزایش شجاعت و قدرت ریسک‌پذیری زنان با توجه به بسترهای فراهم شده برای مدیریت آنها توفیق دولت روحانی بود.

صدراعظم نوری در سال 1375 به عنوان اولین شهردار زن، در تهران منصوب شد. تفاوت فضای سیاسی که در آن دوره وجود داشت و شما در آن فضا به شهرداری تهران منصوب شدید با فضای فعلی چیست؟ چرا این رخداد برای اولین و آخرین بار اتفاق افتاد؟

فضای سیاسی در سال 1375 به شدت محدود بود، ضمن این‌که تابو حضور زنان در کابینه و حتی معاونت‌ها هم هنوز آن‌چنان شکسته نشده بود. بنابراین حضور یک زن به عنوان شهردار برای اولین بار غیر منتظره و غیر طبیعی محسوب می‌شد. اما تمام تلاشم در این زمینه را به کار بستم و حداقل توانستم در عملکرد، ملاک شایستگی را مطرح و اثبات کنم. حال آن‌که تفاوت فضای سیاسی در آن دوره و حال حاضر چیست، می‌توان گفت بسیاری از تابو‌های موجود شکسته شده و این باعث امیدواری است. وقتی توان و ظرفیت مدیریت در بسیاری از بانوان وجود دارد عدم استفاده از آنها به نوعی هدر دادن سرمایه‌های ملی است. همآن‌طور که اشاره شد هردو بال توسعه باید در کنار هم به اوج برسند. ضمن این‌که چنین ظرفیت مدیریتی در زنان محدود به هیچ چارچوبی شغلی نیست که صرفا به شغل‌های اداری محدود شود، اگر ملاک را شایستگی در نظر بگیریم در کابینه ریاست جمهوری، و وزارت و تمام مناصب بدون استثنا می‌توان از حضور بانوان و ظرفیت‌های آنها استفاده کرد.

در زمان انتخابات و نزدیک به دوره انتخابات اقداماتی مانند انتصاب زنان در حوزه شهرداری صورت گرفت. این اقدامات هرچند تبلیغاتی چه تاثیری در روند تغییر دیدگاه جامعه در خصوص مدیریت‌های کلان بانوان دارد؟

این اقدامات تبلیغاتی نه تنها تاثیری ندارند بلکه در نگاهی که جامعه به شکل حرفه‌ای به مدیریت زنان دارد ایجاد اختلال می‌کند. از سال 75 تا 95 یعنی حدود بیست سال هیچ اقدامی در خصوص مدیریت کلان بانوان در حوزه شهرداری انجام نگرفته است. افزون بر این وجود این فواصل زیاد زمانی در این مورد نشان دهنده عدم باور نهاد‌های مربوط و البته جامعه به توانایی‌های بانوان است.

جامعه اصلاح‌طلبی و زنان فعال همچون نمایندگان مجلس شورای اسلامی و فعالان و مسئولان نهاد‌های دولتی، باید چه اقداماتی برای مطالبه گری و تغییر ساختار در امور زنان انجام دهند؟

در وهله اول که خودباوری، اعتقاد و اعتماد به توانایی‌ها لازم است. اگر در اعتماد به ظرفیت‌ها و توانایی‌های زنان اول خود آنها باور پیدا کنند، می‌توان با ایجاد وحدت و انسجام به نتایج خوبی رسید. ضمن این‌که برای ایجاد سابقه لازم باید فرصت ایجاد کرد، ایجاد فرصت به معیار شایسته‌سالاری ثبات می‌بخشد. در مجموع مهم‌ترین نکته در مبحث مدیریت بانوان پذیرش این است که فرصت‌هایی که به مردان برای اثبات توانایی خود داده می‌شود خیلی بیشتر از زنان است. زمانی که بستر مناسب برای اثبات افراد در مناصب شغلی وجود فراهم نباشد نمی‌توان از اعتماد به آنها سخن گفت چراکه با اعتماد به توانایی‌هاست که افراد برای خود رزومه قابل دفاع ایجاد می‌کنند. وقتی فرصتی نیست طبیعتا رزومه قابل دفاعی هم نیست. بنابراین باید تلاش کنیم در لایه‌های پائین حضور زنان را افزایش دهیم، بدان معنا که توان فردی آنها را برای حضور در موقعیت‌های حساس‌تر و بالاتر افزایش داد. و رزومه لازم را برای آنها فراهم کرد. در آن زمان وقتی خانمی برای وزارت یا این دسته از مناصب پیشنهاد می‌شود دیگر دلیلی برای رد و صرف نظر از آن انتخاب باقی نمی‌ماند.

در خصوص انتصاب زنان به شغل‌های وزارتی تا چه اندازه می‌توان امیدوار بود؟

یکی از مثال‌های بجا و بارز در این بحث حضور زنان در وزارت نفت است، مناصبی که در این امور وجود دارند نیاز به افراد حرفه‌ای و کاردان دارند. پس می‌توان نتیجه گرفت در آن موارد هم بانوان توان و ظرفیت خودرا به خوبی نشان دادند، چراکه ورود بانوان به شغل‌های حساس این چنینی نشان دهنده پیشرفت بسزایی در این زمینه است. باید همواره این مسیر را ادامه دهیم تا شرایط برای فعالیت و انتصاب زنان در تمام سطوح فراهم شود.

اولویت تغییر ساختار علاوه بر حوزه‌هایی مانند شهرداری با چه مشاغل و مناصبی است؟

این تغییر در تمام سطوح لازم است اما می‌توان با مثال‌هایی عینی ذکر کرد در بعضی نهاد‌ها چقدر تفاوت بین زنان و مردان پررنگ است. برای مثال در مجلس شورای اسلامی 290 نماینده موجود است، که در بین آنها تنها 17 زن وجود دارد. این تفاوت فاحش زمانی پررنگ می‌شود که در مورد مصوبه‌ای، یا طرحی قرار بر رای‌گیری است، چنان‌که اگر حتی تمام زن‌های موجود در مجلس رای مثبتی یا منفی به مقوله‌ای بدهند بازهم اکثریت با مردان است، اگر آقایان حاضر در مجلس نگرش اعتماد و باور نسبت به زنان نداشته باشند قطعا بانوان رای نمی‌آورند، و این یعنی باز هم تعیین سرنوشت دست آقایان است. حداقل استاندار در این مبحث حضور 40درصد از خانم‌هاست، در آن‎صورت باز هم می‌توان به تغییر و اتفاقاتی نوین امیدوار بود.