امروز 1 مرداد 1396 - ساعت 05:19
گفت‌وگوی «همبستگی» با علی معصومی

اتفاق های خوبی در راه است

علی معصومی بازیکن سابق تیم ملی بسکتبال و از لژیونرهای این رشته ورزشی است، او بعد از پایان دوران حرفه‌ای ورزش، به فعالیت در دنیای موسیقی مشغول و با انتشار هفت قطعه تا به امروز، حضور جدی‌اش را در موسیقی اعلام کرده است، موسیقی او در فضایی مدرن و نو خلق می‌شود و به زودی آلبوم «سرنوشت» را با صدای او خواهیم شنید. با علی معصومی که تجربه 15 سال ورزش حرفه‌ای و بازی در تیم‌های ملی ایران را دارد در رابطه با «موزیک» به گفت‌وگو نشستیم که با هم می‌خوانیم.

چه برنامه‌هایی برای آینده دارید؟

اتفاق‌های خوبی در راه است، کارهای جدید با هومن نامداری عزیز، زهرا عاملی عزیز، به کمک این دو کاری جمع کردیم به اسم «از فردا»، ویدئو هم تهیه شده که مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد را دارد و در چند روز آینده پخش می‌شود، همچنین کار دیگری داریم به اسم «درد» که آن را با مهران عباسی استارت زده‌ایم و یکی، دو کار دیگر با اشکان آبرون که آماده است ولی ادیت ریز دارد. دوستان عزیزی کنار ما بوده‌اند که با کمک آنها کار می‌کنیم و اتفاقات قشنگی دارد می‌افتد. کار «از فردا» خیلی پر انرژی است که زندگی من در آن است، به کمک هومن نامداری عزیز، آرش پاکزاد و زهرا عاملی این کار در «استودیو پارت» تهیه شده که ناظر ضبط دوست عزیزم بهنام شهرکی بوده و در چند روز آینده در همه سایت‌های معتبر پخش می‌شود.

قطعه‌ای داشتید به اسم مرد، چرا آن را به آقای کیمیایی تقدیم کرده‌اید؟

ترانه مرد، حس، عشق و همه انرژی این ترانه از پدرم آمد، این کار خیلی وقت پیش آماده شده بود، با ترانه‌ای بسیار زیبا و خیلی پر از عشق. قسمت‌هایی از ترانه را نتوانستیم مجوز بگیریم، با این حال ترانه بسیار زیبایی شد، ملودی ترانه مرد برای خود من و تنظیم دوست عزیزم علیرضا زارع همراه با میکس و مستر محمد فلاحی، از آنجایی که پدر من ارادت خاصی به استاد «مسعود کیمیایی» داشت، رفیق خیلی خوب، مرد بزرگوار و نازنین که جزو «گوهرهای ملی» ما است، همیشه خانواده ما علاقه خاصی به ایشان دارند. به نیت پدرم و به عشق آن مرد این ترانه را تقدیم کردم به مسعود کیمیایی، یار و دوست پدرم که هر چه از گل بودن و مرد بودنش بگویم کم گفته‌ام و تقدیم کرده‌ام به ایشان، امیدوارم که آقای کیمیای دوست داشته باشند.

حرف بسکتبال شد، حرفه‌ای بازی می‌کردید؟

من هفده سال بسکتبال حرفه‌ای بازی کردم در باشگاه‌های لیگ برتر ایران، تیم پیکان، تیم دانشگاه آزاد، مهرام، پتروشیمی بندر امام، صبا قزوین، شهرداری گرگان و الاهلی قطر. با تیم ملی، اردوهای ملی، بازی‌های جهانی دانشجویان و سابقه چند ساله در تیم ملی، فعالیت و عشق من بسکتبال بود که متاسفانه با داشتن قرارداد اتفاقی افتاد که من دیگر بازی نکنم و به قول معروف بچه‌های ورزشی یک ورزشکار دو بار می‌میرد، زمانی که نمی‌تواند دیگر ورزش حرفه‌ای کند و دوم زمان مرگ که مشخص نیست. بسکتبال خیلی خوب بود، تجربه خوبی داشتم و دوستان خوب و قهرمانی دارم که چون همیشه در اردوها و تمرینات گیتار همراه من بود و می‌زدم و می‌خواندم، خیلی زیاد حامی من هستند و روزشماری می‌کنند برای کنسرت من.

مهم‌ترین ‌انگیزه و هدفی که از ورود به دنیای شلوغ موسیقی داشته‌اید، چیست؟

دنیای موسیقی دنیایی است که من حالا که به صورت حرفه‌ای استارت زده‌ام، خیلی بالا پایین داشته‌ام، خیلی اتفاقات بد برای من افتاد که اصلا فکرش را هم نمی‌کردم چون زمانی که پدرم کار فرهنگی می‌کرد اینها را در سینما و تلویزیون می‌دیدم، در ورزش می‌دیدم، اما فکر نمی‌کردم در موسیقی هم وجود داشته باشد. فکر می‌کردم آن اتفاقات برای خیلی آدم‌های موسیقی شاید مهم نباشد و کاری کنند که یک نفر که احساس خوبی نسبت به موسیقی دارد، آن ‌انگیزه و اشتیاقی که دارد را بتواند به اشتراک بگذارد با آنهایی که دوستش دارند. اما یان هم خارج از قضیه احساس وقتی به آن وارد می‌شوید یک حرفه است و باید به آن حرفه‌ای فکر کنید و خوشبختانه یا متاسفانه من در رشته بسکتبال حرفه‌ای کار می‌کردم و وقتی وارد موسیقی شدم این را فهمیدم که باید خیلی حرفه‌ای فکر کرد و کسی که کار می‌کند باید پشتوانه‌ای داشته باشد. من خودم در این پنج سال دو بار آلبوم جمع کردم و پخش نکردم. هزینه‌های زیادی شد و نادیده گرفتم چون فکر می‌کردم ببینم مخاطب چه می‌خواهد. آن سبکی که من دوست دارم زمانش هست یا نه؟ فقط هزار نفر دوست داشته باشند یا ممکن است یک ترانه بخوانم و میلیون‌ها نفر آن را دوست داشته باشند و نزدیک سبک من باشد، این یعنی حرفه‌ای بودن، یعنی باهوش بودن و همه جا آدم باید حرفه‌ای کار کند، حتی با احساس باید باهوش کار کند، تنها چیزی است که در این زندگی توانسته من را نگه دارد موسیقی است و دارم خیلی سعی می‌کنم که درست کار کنم تا مخاطبان من را دوست داشته باشند.

من صدای شما را شنیده‌ام، تقلید نمی‌کنید، غیر از این «تفاوت صدا» چه ویژگی‌هایی دارید که به موفق شدن شما کمک کند؟

غیر از آن ‌انگیزه و هدفی که داشتم و گفتم، ایده‌آل‌‌های خیلی بزرگی دارم. من شاید کمتر ایران و تهران و کنسرت گذاشتن در اینجا را می‌بینم چون خوشبختانه به دلیل داشتن دوست‌های خیلی خوب و آدم‌های کاردرست در موسیقی دنیا، بعد از کنسرت‌ها در ایران، صددرصد در کشورهای عربی و کانادا کنسرت خواهم داشت. این‌ها از الان توسط اسپانسر‌های من برنامه‌ریزی شده است. این ‌انگیزه من را بیشتر می‌کند به خاطر آدم‌هایی که کنار من هستند و مرا «هل» می‌دهند. در مورد صدا هم، بله تقلید نمی‌کنم. صدای من صدای خوبی است و خودم قبولش دارم. هیچ صدایی نیست که ایراد نداشته باشد، صدای من هم ایراد دارد ولی می‌دانم که مهم‌ترین ویژگی‌ای که دارم این است که هر چه از صدایم در می‌آید مستقیم از حس و احساس من است، جدا از اینکه زیاد زحمت کشیدم. استاد خوبم «رایسا آوانسیان» عزیز در این اتفاق به گردن من حق زیادی دارد و هر اتفاق جدید و قشنگی که می‌افتد از او دارم چون ایشان یکی از بی‌نظیرترین خواننده‌های ایران است، ما باید به او افتخار کنیم و من خیلی مدیون ایشان هستم.

امروز، ورود به دنیای موزیک آسان ولی ماندن سخت شده، برنامه‌ریزی کرده‌اید برای ماندگاری؟

بله؛ الان اینقدر اسم و خواننده می‌آید بالا که سردرد می‌گیرید و نمی‌دانید چه کار کنید، آیا باید این ها را گوش دهید یا نه؟ متاسفانه تعدادی از این دوستان بعد از ورود، 6 ماهه راه صد ساله را می‌روند اما تعداد بیشتری هم هستند که سال‌ها زحمت می‌کشند و حتی یک شب کنسرت هم ندارند. امیدوارم این‌طور هنرمندان ماندگار بشوند چون صد درصد زحمت و سختی کشیده‌اند. من اسپانسر داشته و دارم و آنها از قبل به من ایمان داشته‌اند و دارند. یک دوست عزیز و یک برادر گرامی بزرگوار، تنها کسی که من را در زندگی درک کرده، یه بیزینس‌من خیلی قوی، تهیه کننده من که کنار من است و حرفه‌ای کار می‌کند، اگر کمی و کاستی است تحمل می‌کند چون مطمئن است اتفاق‌های خوبی در راه است. من به خودم ایمان دارم و می‌دانم اطرافیان نیز به من ایمان دارند، مثل دوست عزیزم بهروز فرمانی، زهرا عاملی، آرش پاکزاد، هومن نامداری، آنهایی که همیشه با من رفیق بودند. مثل دوست عزیزم «یاس» که مثل یک مدیر هنری با لطف و بزرگواری در کنار من است و کارهای من را ریزریز ادیت می‌کند و من از او ممنون هستم و تشکر از علی جعفری مدیر «کمپانی الوند» که به عنوان یار کنار من است و تشکر از تو به عنوان یک دوست همیشگی!