امروز 7 تیر 1396 - ساعت 04:57

جنگجویی در زمین نبود

بازی مقابل لهستان موجی از بی‌انگیزگی را در زمین و پای تلویزیون‌ها به نمایش کشید، بی‌انگیزگی که طبیعی به نظر می‌رسد و فدراسیون باید فکری به حال بازیکنانی کند که تمام رویدادهای مهم والیبال را تجربه کرده‌اند و ایجاد ‌انگیزه برای آنها در لیگ جهانی بسیار مشکل است.

تماشاگرانی که از پای تلویزیون بازی تیم‌های ملی والیبال ایران و لهستان را تماشا می‌کردند یک حس نا امیدی و بی‌انگیزگی را هم در تیم و هم در خودشان می‌دیدند. تیمی که برای جنگیدن و بردن تلاش چندانی نداشت و این حس به کسانی که بازی را از خانه تماشا می‌کردند هم منتقل شده بود. صدای «بجنگید، بجنگید» مدام از روی نیمکت به بازیکنان می‌رسید اما واقعا جنگجویی در زمین دیشب نبود تا نتیجه بازی را تغییر بدهد. تمام کسانی که شاید این بازی را تماشا می‌کردند از همان ابتدا به این نتیجه رسیده بودند که شاید تغییری در کار نخواهد بود و همان حس نا امیدی و بی‌انگیزگی رفته رفته تشدید می‌شد. اما این اتفاقات ریشه از کجا می‌گیرد؟ بازیکنان نمی‌خواهند برنده شوند؟ این موضوع خیلی بعید است اما دلایل زیادی می‌توان عنوان کرد که شاید به شکل شب گذشته بازی ایران ارتباط مستقیم داشته باشد.

ایران تیمی پر نشاط و جنگنده بود به طوری‌که تیم‌ها از حضور مقابل آنها می‌ترسیدند. یک حس جنگندگی و شوری در تیم بود که ایران را به سمت جلو می‌برد اما حالا این جنگندگی در تیم ایران نیست. شاید این مهم‌ترین مقایسه ایران کنونی با ایران 3 سال پیش باشد که ژیگالدو به درستی به آن اشاره کرد. تیمی که دیگر ‌انگیزه سابق را ندارد و تمام کاستی‌های امکانات، شرایط نه چندان ایده آل فیزیکی و کمبود بازی‌های دوستانه را با ‌انگیزه و جنگندگی پر می‌کرد. حسی که حالا کمتر از آن دیده می‌شود.

بازی در المپیک آرزو و سقف هر ورزشکاری است که حضور در این رویداد بزرگ یعنی آن بازیکنان دیگر چیزی برای به دست آوردن باقی نگذاشته‌اند و به تمام رویدادهای مهمی که در دنیا وجود دارد رسیده‌اند. این افتخار بسیار بزرگی برای هر بازیکن و هر کشوری است اما واقعا ذهن ورزشکاران آنقدر آماده است که بعد از رویدادی مثل المپیک، لیگ جهانی هم یک بار دیگر برای آنها جذاب باشد؟

آیا لیگ جهانی آن شور را دیگر در بازیکنان برمی‌انگیزد که چیزی بیش از توان خود را در زمین بگذارند؟ عملکرد ایران در هفته سوم لیگ جهانی طبیعی است و شاید کار با بازیکنانی که المپیک را گذرانده‌اند کمی سخت باشد چرا که برانگیختن دوباره آنها برای رویدادی مثل لیگ جهانی که 5 سال تجربه کرده‌اند برای یک سرمربی بسیار سخت و دشوار است.