امروز 30 دی 1397 - ساعت 19:19
دکتر امیر ساعدی داریان عضو هیات علمی دانشگاه‌شهید بهشتی

درهای تازه به روی مردم بگشاییم

انتخابات تمام شده و به طبع احزاب یا بهتر اگر بگوییم جریان های سیاسی در تب و تاب تحولات پس از آن هستند.

در ارزیابی این تحولات نکاتی کاملا مشهود است.اول اینکه اصلاح طلبان چنان برباد «تکرار» می کنم خوابیده اند که گمان می کنند دیگر کسی را یارای پیروزی بر آنان نیست و اگر بر همین منوال حرکت کنند هر 4 سال یکبار به سرانجام مقصود می رسند و تا چهار سال آینده به هر نمط که می خواهند طی طریق می نمایند تا بازهم «تکرار » می کنم دیگری و کسب پیروزی.گذاره ای که به نظر اگرچه تا کنون جواب داده اما امیدی نیست که پایه های آن تا ابد سفت محکم باشد و دیگر هیج طرحی برای آن نباشد.فراموش نکنیم که زمانی این جمله سرلوحه کار اصلاح طلبان و اصولگرایان بود که «مردم با کسی عهد اخوت نبسته اند»، آنها راه و مشی را می بینند و در این آزمون و خطا اگر پاسخ مناسب را نیابند و در صد خطا را بیش از گذاره درست بیابندراه خود را تغییر خواهند داد و یا دستکم بر روی آن دوباره خواهند اندیشید.ا

ما از سوی دیگر اصولگرایان.اصولگرایان بنظر می رسد بجای آنکه خود طرح ونقشه و یا برنامه ای داشته باشند بیشتر مترصد هستند تا از اشتباهات و خطاهای رقیب به نفع خود بهره جویند و با پیراهن عثمان سازی از آن برای خود دستاوردی بتراشند.این بدترین راه و هدفگذاری برای یک جریان با قدمت و ریشه اصولگرایی است.اصولگرایان به هیچ وجه نباید چشم بر خطاهای جناح رقیب داشته باشند اول آنکه همه ما بر یکی کشتی سواریم و دود خطای جناح رقیب برچشم ما نیز خواهد رفت و دوم اینکه این بی برنامگی در دراز مدت اصولگریان را به یک طیف بی برنامه و بی ریشه تبدیل خواهد کرد.هیچ اصولگرایی نباید از عدم موفقیت جمنا در انتخابات اخیر خوشحال باشد و از آن احساس ناخشنودی نکند.حتی اگر این تشکل مورد علاقه و قبولش نیست.

یکی از مهمترین چالش های اصولگرایان این است که برای مسایل کشور برنامه مدون آنچنانکه نزدیک به خواسته های توده مردم باشد ندارد.منظور از این سخن توده گرایی و افتادن در دادم پوپولیسم نیست که بلعکس شعارهی پوپولیستی و حرکات عجیب انتخاباتی که ناسازگاری با ریشه های اصولگرایی دارد در دوره دولت های نهم و دهم آغاز شد و متاسفانه دامنه دارهم شد بلکه سخن این است که این جریان سیاسی برای بقای خود نباید آنچنان به دامن پوپولیسم به غلطتد که از اصول خارج شود و آنقدر از آن سوی بیفتد که مردم (به معنای عام و توده)قرابتی نسبت به آنها احساس نکنند .

... به عنوان مثال بسیاری از چهره های اصولگرا هستند که به واسطه سخنانشان و منششان در رابطه مبارزه با مفاسد اقتصادی هم در دل مردم جای دارند و هم به گونه ای از مردم سخن می گویند که برای رسانه ها نیز جالب و جذاب است. پس می توان هم به اصول پایبند بود و هم راهی برای نفوذ تمام و کمال در دل مردم باز کرد.

منظور از این سخن شاید انذاری است به جریان های مهم سیاسی کشور که باید برای به دست آوردن ونفوذ در قلوب مردم دست از

انگ زدن، مچگیری و حرکت بر مشی های تکراری پرهیز کرد و برای مردم کشور دایم به روز بود و طرح و برنامه های نو داشت.اگراخبار تلخ این روزها مردم را می ساید و خسته می کند بر مسئولین و دانشگاهیان است که دست در دست یکدیگر درهای نو بر روی مردم بگشایند، آنها راه خود را خواهند یافت.