امروز 30 آبان 1396 - ساعت 13:35
فریدون مجلسی در گفت و گو با همبستگی:

عربستان می خواهد امپراطوری اسلامی تشکیل دهد

فریدون مجلسی در گفت و گو با همبستگی: عربستان می خواهد امپراطوری اسلامی تشکیل دهد

فریدون مجلسی دیپلمات و سفیر سابق ایران در گفت وگویی با همبستگی به نقد و تحلیل مصاحبه جنجالی اخیر سعد الحریری نخست وزیر مستعفی لبنان می پردازد؛ مردی که طی چند هفته گذشته پر خبرترین چهره خاورمیانه بوده و تاکنون فرضیه های مختلفی درباره او در عربستان و سرنوشت احتمالی اش در بیروت و ریاض مطرح شده است. از اولین مصاحبه جنجالی و اعلام استعفایش در تلویزیون تا دومین مصاحبه اش که رفتارهای عجیب او با واکنش های متعددی همراه بود. در این میان نیز بسیاری از تحلیل ها و نظرها به ریاض معطوف شده است. آن هم در شرایطی که سیر سریع تغییر و تحولات در داخل عربستان و موضع گیری های صریح مقامات ریاض در ماه های اخیر با حاشیه ها و جنجال هایی همراه بوده است. به ویزه مواضع تند آنان علیه جمهوری اسلامی که برخی آن را تا حد یک جنگ احتمالی در منطقه خطرناک می دانند. مجلسی در این گفت و گو با ما می گوید که « قرار بود تا این مصاحبه آن اتهامات و فرضیه ها را رد کند ولی همان طور که در ابتدا به آن اشاره کردم مصاحبه آنقدر تصنعی و غیرعادی بود که نه تنها اتهامات را رد نکرد بلکه باعث شد تا

محکم تر و جدی تر شوند. چون اگر قرار بود تا این اتهامات صریحا رد شوند، باید آقای حریری به صراحت در این خصوص صحبت می کرد و مثلا می گفت که اصلا چنین چیزی مطرح نیست ولی دیدیم که آقای حریری اصلا توضیح خاصی در این خصوص مطرح نکردند و صرفا به موضوعات حاشیه ای پرداختند» به گفته او، مصاحبه اخیر آقای سعد الحریری یک رسوایی رسانه ای بود که حالت تصنعی آن حتی از مصاحبه اولی او مشهود تر و محسوس تر بود. در واقع نه یک کارشناس که حتی یک بیننده و مخاطب عادی تلویزیونی هم می توانست از حالت حرف زدن، نگاه کردن، آب خوردن و کلمات و عباراتی که آقای حریری به کار می برد، این احساس را پیدا کند که این مصاحبه یک روال عادی را طی نمی کند.

نظر شما درباره مصاحبه اخیر تلویزیونی آقای سعد حریری چیست؟

مصاحبه اخیر آقای سعد الحریری یک رسوایی رسانه ای بود که حالت تصنعی آن حتی از مصاحبه اولی او مشهود تر و محسوس تر بود. در واقع نه یک کارشناس که حتی یک بیننده و مخاطب عادی تلویزیونی هم می توانست از حالت حرف زدن، نگاه کردن، آب خوردن و کلمات و عباراتی که آقای حریری به کار می برد، این احساس را پیدا کند که این مصاحبه یک روال عادی را طی نمی کند.

درباره آقای حریری این بحث به صورت جدی مطرح بود که ایشان در عربستان بازداشت هستند. آیا می توان گفت که این مصاحبه قرار بود تا پاسخی در برابر این اتهامات باشد؟

تصور من بر این است که قرار بود تا این مصاحبه آن اتهامات و فرضیه ها را رد کند ولی همان طور که در ابتدا به آن اشاره کردم مصاحبه آنقدر تصنعی و غیرعادی بود که نه تنها اتهامات را رد نکرد بلکه باعث شد تا محکم تر و جدی تر شوند. چون اگر قرار بود تا این اتهامات صریحا رد شوند، باید آقای حریری به صراحت در این خصوص صحبت می کرد و مثلا می گفت که اصلا چنین چیزی مطرح نیست ولی دیدیم که آقای حریری اصلا توضیح خاصی در این خصوص مطرح نکردند و صرفا به موضوعات حاشیه ای پرداختند. شاید به نوعی هم آقای حریری

می خواسته با این بیان غیر عادی به دیگران بفهماند که در وضعیت نامساعدی به سر می برد.

شما موضوع گروگان گیری با بازداشت آقای حریری را چقدر موثق و جدی می دانید؟

این مساله را می توان از ابعاد و زوایای مختلفی بررسی کرد . من فکر می کنم یکی از موضوعاتی که در این مساله بسیار مهم ارزیابی می شود، آن است که سوابق برخی اتفاقات بسیار مهم تلقی می شود. سال ها قبل زمانی که پدر آقای حریری کشته شد من از یک نفر روایتی را شنیدم که البته صحت و دقت آن را نمی دانم ولی هنوز این مساله برای من جالب است و بعضا به ارزیابی و تحلیل آن می پردازد. آن روایت بر این اساس بود که حریری پدر به علت بدهی های زیاد به عربستان بابت پیمان کاری های ساختمانی کشته شده بود. یعنی حریری پدر تا حدی با مشکل و بدهی مواجه شده بود که طرف ریاضی خود را مجاب به چنین تصمیمی کرده بود. این روایت وقتی جالب می شود که بدانیم حریری پسر هم به نوعی شغل پدر را ادامه می دهد و در همین ماجرا هم بده بستانی با ریاض داشته است. بنابراین خود این مساله می تواند یک فرضیه درباره این ماجرا و شاید یکی از علل و ریشه های بازداشت حریری در عربستان باشد. البته نمی توان این را علت اصلی ماجرا دانست ولی موضوع پر بیراهی نیست. چون بحث های جدی سیاسی و نظامی دیگری نیز مطرح است.

مسائل سیاسی را چگونه در این مساله توجیه می کنید؟ برخی معتقد هستند که علت اصلی بازداشت حریری بحثی فراتر از موضوعات شخصی و جناحی باشد و می تواند تاثیر به سزایی در سرنوشت منطقه داشته باشد.

این مساله در بعد سیاسی با چند نکته ویژه همراه است. من اول به مصاحبه اول آقای حریری اشاره می کنم. در آن مصاحبه آقای حریری بحث های ابتدایی خود را به مذمت و انتقاد های تند علیه جمهوری اسلامی اختصاص داد. بعد از آن حریری حرف های بی ربط و حاشیه ایی مطرح کرد و گفت جانش در خطر است و نمی تواند جایی بماند. او در حالی به عربستان رفت که قرار بود روز بعد با نمایندگان بانک جهانی برای حل مشکلات لبنان دیدار کند. واقعا مجموعه این رفتارها نشان می دهد که مساله چیزی فراتر از آن مطالبی است که بعضا در رسانه های خارجی مطرح شده و از کنار آن به راحتی می گذرند.

فکر می کنید این اتفاق چه تاثیری بر منطفه داشته باشد؟

این سوالی است که باید آقای حریری و عربستان سعودی پاسخ بدهد. چون در شرایط فعلی هیچ کشوری از منطقه نیازی به ماجراجویی و حاشیه سازی و جنجال ندارد. آنها ایران را متهم می کنند ولی ایران دست کم در مدتی که آقای روحانی بر مسند کار است، نشان داد که یک رفتار و سیر اعتدالی را در منطقه پیش کشیده است. چه در مذاکرات هسته ای و چه در نشست ها و جلسات منطقه ای و بین المللی ایران در تلاش بوده تا با یک ادبیات منطقی و عاری از تندروی و تحریک آمیز سایر ملت ها و کشورها را به جهت صلح و امنیت منطقه ای و جهانی متمایل کند. وقتی به دیگر کشورها نگاه کنیم نیز متوجه می شویم که کشورهای مثل عراق و سوریه به تازگی توانسته اند یک امنیت محکم را در داخل مرزهایشان ایجاد کنند و در حال خارج کردن تمام نیروهای افراطی و تروریستی از خاک خود هستند. بنابراین در این شرایط عراق و سوریه بیش از هر چیز نیازمند به آرامش برای توسعه و آبادانی کشور هستند. لذا دلیلی ندارد که بخواهند از این تنش ها استقبال کنند. در کشورهای مانند قطر هم با اتفاقاتی که رخ داد، جریان جدیدی به صورت جدی شکل گرفته است و به نظر می رسد که قطر مانند گذشته از رفتارهای عجیب عربستان حمایت نخواهد کرد. بنابراین رفتارهای جدید عربستان در منطقه مخاطب و حامی جدی و محکمی در منطقه پیدا نخواهد کرد.

تغییر و تحولات اخیر داخلی عربستان تاکنون چقدر موفقیت آمیز بوده است؟

ممکن است این تغییر و تحولات بتواند فصل جدیدی را برای عربستان رقم بزند ولی قطعا نمی توان تمام این تغییر و تحولات را موفق دانست. بحران زایی های ولیعهد و عجله ای برای باز کردن افق های جدید در کشور عربستان شاید روی کاغذ و از نظر تئوری زیبا باشد ولی واقعیت آن است که با مشکلات جدی و سختی کشور را مواجه می کند. این مساله را می توان در چند مرحله و بعد ارزیابی کرد. اول آنکه سیر این تغییرات در خانواده های صاحب قدرت و طایفه ها نمی تواند رضایت همه را جلب کند. مهمتر آنکه از همین حالا نیز اختلافات جدی بین طایفه های قدرتمند عربستان وجود دارد. بنابراین آنچه که بیشتر مورد توجه این تغییر نحولات قرار خواهند گرفت، قشر متجدد خواه عربستان است که در عین این استقبال ها آنان قطعا از روند انتقال قدرت بین طایفه ها و خانواده ها حمایت نکرده و خواهان نوعی برابری و دموکراسی در کشور هستند. در نهایت نیز می توان به بافت و قشر سنتی کشور عربستان اشاره کرد که شاید آنان با نظام طایفه ای و سنتی کشور همراه باشند ولی قطعا از اصلاحات و تغییر و تحولات اخیر حمایت نخواهند کرد. موضوعی مانند رانندگی زنان مساله ای نخواهد بود که مورد حمایت این طیف قرار بگیرد. بنابراین در یک جمع بندی می توان گفت که اختلافات داخلی عربستان رفته رفته در حال افزایش و تشدید است.

با توجه به تمامی این مسائل ما شاهد آن هستیم که معمولا اقدامات افراطی و ماجراجویی های عربستان صرفا با این واکنش همراه می شود که به جای پاسخگو کردن عربستان، ایران مورد اتهام قرار میگیرد. نظر به همین نشست اخیری که عربستان با کشورهای منطقه برگزار کرده است. شما این تفاوت رفتاری را چگونه توجیه می کنید؟

من این رفتارها را ناشی از نژاد پرستی در منطقه می دانم. جریانی که حالا به سردمداری عربستان در منطقه شکل گرفته است . متاسفانه ما در منطقه شاهد آن هستیم که معمولا یک نگاه نژادی و قومی نسبت به ایران صورت می گیرد. علاوه بر این نیز من فکر می کنم که عربستان با حمایت هم پیمانان خود می خواهد تا با دشمن تراشی و معرفی ایران به عنوان دشمن مشترک منطقه خودش را در چتر حمایتی دیگر کشورهای منطقه قرار داده تا بتواند از این طریق مقبولیت و مشروعیت خود را در منطقه تقویت کند و به نوعی خود را به عنوان قطب اسلام تلقی کرده و امپراطوری جهان اسلام را برای خودش کند.

آیا آنان در رسیدن به این هدف موفق خواهند بود؟

من فکر نمی کنم که با دشمن خواندن ایران، عربستان بتواند منطقه را به سمت خودش متمایل کند. چون اقدامات اخیرش از جمله بازداشت سعد حریری اتفاق ساده‌ای نیست که بتوان گفت باید آن را نادیده گرفت. امثال چنین رفتارهایی در تاریخ کشورهای مختلفی را دچار بحران و تنش و مشکلات عدیده بین المللی کرده است و فراموش نمی کنیم که چگونه جامعه بین المللی را علیه آن کشورها شورانده است. من فکر می کنم عربستان در این مرحله اگرچه ایران را متهم می کند ولی در مرحله بعد شرایط سختی پیش روی ریاض خواهد بود. آنان قطعا در ادامه این روند باید نسبت به اتفاقات لبنان پاسخگو باشند. در ماجرای موضع گیری آقای مکرون برخی تصور می کردند که جهان از عربستان حمایت کردند ولی واقعیت آن است که آقای مکرون در دیدار با مقامات ریاض به صراحت از منافع لبنان دفاع کرده و سرنوشت آقای حریری را پیگیری کرده است. مطمئنا اگر این روند از سوی عربستان ادامه داشته باشد، مطمئن باشید که شرایط سختی پیش روی عربستان خواهد بود.