امروز 30 آبان 1396 - ساعت 13:45
پیروز مجتهدزاده کارشناس مسائل خلیج فارس

سیاست‌های ریاض، جهان اسلام را به نابودی می‌کشاند

پیروز مجتهدزاده کارشناس مسائل خلیج فارس سیاست‌های ریاض، جهان اسلام را به نابودی می‌کشاند

آمریکا از زمان بازگشت شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر دراز مدت عربستان در ایالات متحده، به این کشور شروع به بازسازی حکومت سعودی به سود امیال امریکایی و نه به نفع مردم عربستان کرد. از آن زمان این تحولات در عربستان سعودی آغاز شد که گرایش عمومی آن تندروی‌های سیاسی راست‌گرایانه خطرناک برای عربستان و منطقه است. بر این باورم که دگرگونی‌های داخلی در عربستان پایان نیافته است بلکه هم‌چنان ادامه دارد و حقیقتا وضع به گونه‌ای درآمده که قابل پیش‌بینی نیست. در واقع اگر آل سعود بخواهد بیش از این در چنین سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای خود پیش‌روی کند، ممکن است در درجه اول به یک انفجار بزرگ درون این کشور منجر شود. این در حالی است که تا زمان ملک فهد، به خصوص در زمان زمامداری ملک فیصل، شاهد اصلاحات زیادی به سود اعتدال در سیاست‌های داخلی و خارجی عربستان بودیم اما در دوران کنونی می‌بینیم که وضعیت به صورت وحشتناکی به طرف دیکتاتوری مطلق و اداره فرمایشی امور کشور تغییر کرده است.

یکی دیگر از جنبه‌های جالب توجه وضعیت کنونی این است که می‌بینیم دشمنی‌های اسرائیل و عربستان جای خود را به دوستی‌ها و همکاری‌های حیرت‌انگیز- حتی در بعد امنیتی- میان این دو دشمن قسم‌خورده قدیمی داده است. از نظر نقش‌آفرینی داخلی هم شاهد این تحولات حیرت انگیز بودیم که بن سلمان به جای اینکه نشان دهد فردی امروزی و خواهان اصلاحات به سود آزاد کردن جامعه است، به اقداماتی صوری مثل اعطای حق رانندگی به بانوان دست می‌زند. باید توجه داشت که این عمل اعطای حق نیست بلکه بازگرداندن حقی است که مدت‌ها توسط حکومت غصب شده بود. بنابراین تنها کاری که صورت گرفته بازگرداندن این حق ابتدایی است که ملک سلمان و پسرش می‌کوشند تا آن را به عنوان قدم نهادن در راه گسترده کردن حقوق بشر در این کشور قلمداد کنند اما مطلقا اینگونه نیست بلکه فقط تلاش کردند تا حقوق ربوده شده زنان در رانندگی را به آنها بازگردانند و صحنه‌ای درست کنند که افکار عمومی داخلی و خارجی را قانع سازند که حاکمان جدید در عربستان نگاه‌های اصلاحاتی هم دارند.

نباید لحظه‌ای فراموش کنیم که نظام حکومتی عربستان، اگرچه ممکن است شوراهای غیررسمی مشورتی داشته باشد که این انتظار را بوجود می‌آورد در واکنش به این سیاست‌ها قدمی بردارند تا تعادل را بازگردانند، اما باید هوشیار بود که نظام حکومتی آل سعود با وجود این نهادهای سنتی یک دیکتاتوری مطلق و بی نظیر در طول تاریخ بشر است.

برای درک دیکتاتوری عربستان کافی است فکر کنیم که نام کشور، عربستان سعودی است؛ این نام گویای این امر است که این کشور متعلق به آل سعود است. در چنین نظامی که در آن دیکتاتوری مطلق وجود دارد، این نهادها نقشی ندارند و هر اقدامی که انجام بدهند با بازداشت و تنبیه مواجه خواهند شد. عربستان یک دیکتاتوری عجیب و غریب است که بر حسب بدبختی سایر کشورها، ثروت زیادی هم در اختیار دارد.

 

پیام این سیاست‌ها هم برای منطقه و هم برای دنیا کاملا مشخص است. آل سعود می‌خواهد شرایطی را بوجود آورد که جهان اسلام به دو اردوگاه متخاصم مسلح شود؛ دو اردوگاهی که برخورد نظامی آنها هر روز بیش‌تر از روز گذشته از طرف امریکا و اسرائیل تشویق می‌گردد. اگر این سیاست‌ها به همین صورت ادامه پیدا کند، جهان اسلام را به نابودی خواهد کشاند. ملاحظه می‌شود در اقداماتی که عربستان در یمن در تداوم خط تفکیک جهان اسلام به شیعه و سنی انجام می‌دهد، کار را به جایی رسانده که حتی سازمان ملل متحد (که کمیسیون حقوق بشر آن توسط عربستان خریداری شده است) به جهان هشدار می‌دهد که بزرگ‌ترین فاجعه انسانی به واسطه اقدامات خصمانه آل سعود در یمن در حال به وقوع پیوستن است. بنابراین پیام سیاست‌های اخیر ریاض به منطقه و جهان این است که خطر بزرگی حتی موجودیت جهان اسلام را تهدید می‌کند و امنیت و آرامش جهان اسلام مورد تهدید جدیدی است. این وضعیت جدید با تحولاتی که هر روز شاهد آن هستیم- از جمله ربایش نخست وزیر لبنان و وادار کردن او به ابراز بیانات حیرت‎‌انگیز- نشان‌دهنده این است که آل سعود در حال تدارک یک برخورد بزرگ نظامی در جهان اسلام است و می‌خواهد مطابق امیال اسرائیل آن را به دو قسمت تقسیم کند. امروز شاهد این هستیم که ملک سلمان و پسرش محمد با تندروی زیاد در این مسیر حرکت می‌کنند و از جانب امریکای ترامپ و اسرائیل نتانیاهو علنا حمایت و تشویق می‌شوند.