امروز 30 آبان 1396 - ساعت 13:20
همایون طیاری آشتیانی روزنامه نگار

دردی مضاعف !

همایون طیاری آشتیانی روزنامه نگار دردی مضاعف !

 

خشم زمین ساعت هاست که فروکش کرده، پس لرزه ها هم شرمنده غریبی باخترنشینان، سر به اعماق زمین فرو برده اند اما هنوز از غرب کشور و از میان قوم نجیب و صبور کرد، ناله های مادرانی که با دستان پینه بسته فرزندان خویش را به دامان خاک سپرده اند به گوش می رسد، ضجه کودکی که از تنهایی و سرما همچون تن زمین در یکشنبه شب به لرزه افتاده همراه با اشک و خشم مردانی که عزیزان و هستی خود را در لحظه ای از دست داده‌اند نوحه‌ای سوزناک در سراسر این سرزمین می سراید و چشمان ایران زمین را به جای ابرهایی که دیگر سال هاست از آنها خبری نیست بارانی کرده.

در این اندوه بی پایان که دل یکایک ایرانیان را به کردنشیان غرب کشور گره زده تصاویر هموطنانی که پس از گذشت بیش از 48 ساعت هنوز دستی برای یاری به سویشان دراز نشده و هیچ مرهمی بر زخم های دل و تنشان نیست و رنجیده خاطر شب را بی سرپناه و در کنار آوارهایی که عزیزانشان را دربرگرفته گذرانده اند، دردی مضاعف و غمی جانکاه است.

از پایان دردناک خرداد 1369 که هزاران نفر از مردم رودبار و منجیل در زیر خروارها خاک به خواب ابدی رفتند تا تکرار دهشتناک این تراژدی در دی ماه 1382 که مردمان بم به سرنوشتی مشابه دچار شدند، تا این ایام که همگی به سوگ نشسته ایم، گوش فلک از نصایح ، هشدارها و وعده هایی که قرار بود خشم طبیعت را در چنبره تدبیر و آینده نگری و مدیریت بحران کنترل کند، کر شده است و دریغ از یک ارزن بهبود شرایط و اندکی تعهد و وفای به عهد از سوی کسانی که نه درد ملت کشیده اند‌ و نه طعم سختی و مصیبت مردم را اندکی چشیده اند.

سال هاست که عادت کرده ایم که پس از هر مصیبت چهره های مدیران و مسئولانی را به نظاره بنشینیم که با قیافه هایی حق به جانب برایمان از تاریخ بلایای طبیعی سخن گفته اند، از تجارب موفق ممالک دیگر سخن رانده اند و راهکارهایی برای آینده را در گوشمان نجوا کرده اند و این دور باطل تاسف آور همچنان ادامه دارد تا مصیبتی دیگر بر عضوی از پیکر وطن.

در کشور پرخیر و برکتی که ارقام نجومی در حقوق مدیران امری است طبیعی، تخفیف در واگذاری املاک با امضای یک مدیر به دهها و صدها میلیون می رسد، رقم وام های رانتخواران به صدها و هزار میلیارد طعنه می زند و طبل گوش خراش رسوایی اختلاس های هزاران میلیاردی برای گوش هایمان چون لالایی شبانه شده است، 

برای تن سرمازده کودکی مادر مرده در میان آوارها پتویی نیست و برای لب های تشنه مصیبت دیدگان آب های چند سال قبل را تعارف میزنند و هنوز لرزه تن زمین آرام نگرفته دست نیاز به سوی کمک های مردمی دراز

 

می کنند و هیچکس از اینهمه کوتاهی در حق این مردم صبور، شرمنده و سرافکنده نیست.

 

پس از این سال ها دگر خسته ایم از این همه شعار، خسته ایم از این همه بی تدبیری و خسته ایم از برخی مدیران که عطش قدرت و ثروتشان سیری ناپذیر است. بیایید یکبار هم که شده سکوت کنید در این مصیبت و هیچ نگویید، هیچ همایشی برای بررسی حادثه برگزار نکنید، هیچ تحقیق و تفحص بی نتیجه ای را کلید نزنید، هیچ بودجه ای را برای کنفرانس های ملی و بین المللی هدر ندهید، هیچ راهکاری برای بهبود شرایط ارائه ندهید و بیایید برای یکبار هم که شده پس از این مصیبت هیچ کاری نکنید، فقط مردم را به حال خودشان رها کنید.