امروز 21 آذر 1396 - ساعت 19:03
السا فیروزآذر در گفت وگو با همبستگی

بازی در تئاتر «هیجان انگیز» است

السا فیروزآذر در گفت وگو با همبستگی بازی در تئاتر «هیجان انگیز» است

السا فیروز آذر، بازیگر سینما و تئاتر، متولد بیست و پنج شهریور هزار و سیصد و شصت و دو، دانشجوی ادبیات نمایشی، آغاز فعالیت هنری او در سن هفت سالگی با بازی در فیلم « افسانه آه » بود هرچند با فیلم زن زیادی ساخته خانم تهمینه میلانی بازیگری را حرفه ای تر دنبال کرد، از او فیلم های نام آشنای « آتش بس » ، « نسکافه داغ داغ » ، « زن زیادی » ، « تقاطع » ، « مجنون لیلی » و « سوپراستار » را در ذهن ها مانده است، با السا فیروزآذر که این روزها بازی در فیلم « ملی و راه های نرفته اش » را روی پرده و تئاتر « تنهایی پر هیاهو » را روی صحنه دارد گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم.

از تئاتر « تنهایی پر هیاهو» شروع کنیم، از این کار راضی هستید؟

از اینکه با گروه « سولو » کار می کنم، گروهی که با دیدن اولین کارشان یعنی « در بارانداز » جذب تئاتر شدم، بله خیلی راضی هستم، ما بعد از دو سال تمرین تقریبا هر روزه موفق شدیم که این تئاتر را به روی صحنه ببریم، تنهایی پر هیاهو دومین بازی من در عرصه تئاتر است که رضایت از خود تئاتر، عوامل، شرایط و محل اجرایش بسیار زیاد بوده هر چند که مشکلاتی هم داشته ایم، مثلا در خود سالن ما مشکلاتی داشتیم از جمله اینکه مجبور شدیم به خاطر اینکه قبل از ما اجرای پسران تاریخ که خیلی هم کار خوبی است ساعت شش اجرا می رفت، دکورما و دکور آنها تداخل پیدا کرد و باعث شد که صحنه ما کوچکتر شود، این اعتراض ما به پسران تاریخ نیست چون آنها مقصر نیستند ولی این عدم هماهنگی بین دو کار که در یک زمان اجرا می روند باعث صدمه به کار یکی از گروه ها می شود، شاید من اطلاع ندارم و شاید ما هم به آنها صدمه زده باشیم ولی باعث شد که صحنه پرجمعیت ما کوچکتر شود و عمق کمتری داشته باشد.

تئاتر کجای زندگی شما قرار دارد؟

نمی توانم راجع به تئاتر صرف صحبت کنم چون تئاتر الان قسمتی ازبرنامه های من است، تئاتر،سینما، نویسندگی، بازیگری و کارگردانی برای آینده همه با هم عجین هستند، یا حتی درسهای دانشگاهم که الان بر روی پایان نامه‌ام در رشته ادبیات نمایشی کار می‌کنم همه اینها زندگی من است، در سن سی سال به بعد فکر می کنم برای هر شخص که تجربیات خاص سن خودش را گذرانده باشد کار الویت است.

کار، خانواده و تفریح به نظر من لازمه زندگی است، کار را تا ته و تفریح را تا به انتها دوست دارم سر بکشم، حالا این تفریح می تواند با دوستان، خانواده، همدانشگاهی ها یا همکاران باشد که من در زمینه کار همه آنها را درگیر کارم می کنم، یعنی با دوستانم نمایشنامه می خوانم، فیلم می بینم، می رویم تئاتر می بینیم و همه حول و حوش اینها می چرخد، فعالیت های هنری که عاشق آنها هستم.

از فیلم « ملی و راه های نرفته اش» صحبت کنیم، این فیلم کجای فعالیت بازیگری شماست؟

فیلم ملی و راه های نرفته اش و اصولا هر فیلمی که من بازی کرده ام سعی کرده ام نقش هایی را بازی کنم که تکرار خود من نباشند، اصولا تکرار خود اصلا برایم جالب نیست، یعنی من آنطور حرف بزنم و من آنطور رفتار کنم، تلاش کرده ام که با انتخاب کارکترهای مختلف و آنالیز هر کدام از شخصیت ها برای خودم یک نقشی را متصور شوم و درک کنم که بعدا تماشای آن برایم جذاب باشد تا ببینم چقدر موفق شده ام، در پیرامون خودم با آدم هایی که شبیه آن نقش هستند، در دوستان و آشنایان جستجو، مصاحبت و معاشرت کرده ام، تکیه کلامشان را در می آورم، حالت هایشان را می بینم تا بتوانم چیزی سوای « السا» در بیاورم چون السا بودن یا خود بودن قدم اول بازیگری است که خود باش و رها باش و خیلی هم سخت است ولی مرحله بعد می شود، حالا خود باش و کس دیگری باش، کس دیگری را خود کن، اصولا در کارهای خانم میلانی که من طرز فکرش را خیلی دوست دارم، شخصیت پردازی اش قوی است و برای بازیگر یک شانس خوب، خوشحالم که این شانس را داشته ام.

از نقش و بازتاب فیلم راضی هستید؟

نقشم را که بسیار دوست دارم، به نظر یک نقش خاکستری است، مقصر بی گناه، بی اخلاق دارای دلایل شخصی، آدمی که هم خوب است و هم جاهایی بد، هم می ترسد و هم نمی ترسد، خیلی درکش می کردم و می گویم که من قبلا در مقابل مسئله خیانت به شدت موضع گیری می کردم و با آن مشکل داشتم ولی شاید سر این فیلم و کمی قبل تر که تحقیق کردم راجع به زن هایی که خیانت می کردند، چون غالبا در فیلم ها مردها را می بینیم که خیانت می کنند و این نقش خودش یک ساختار شکنی در سینمای ایران بود، زنی که خیانت می کند، دلایل شخصی دارد و نشان داده می شود و در نهایت هم فرار می کند، خیلی راضی ام و به نظرم خیلی در فرهنگ سازی صادقانه کمک می کند که بدانیم آسیب ها چه می تواند باشد، فقط یک مرد نیست که می تواند خیانت کند، یک زن هم می تواند زندگی را بپاشاند و اینها به خاطر همان قدم های اولی است که یک زن را نادیده و برایش تصمیم می گیرند و او را ضعیف بار می آورند، آدم ضعیف می تواند ضربه های سختی بزند!

تفاوت بازی در سینما، تئاتر و تلویزیون و کدام را ترجیح می دهید؟

هر کدام جذابیت هایی دارد، من بازی در سینما را به شدت دوست دارم که یک المان هایی دارد، سینما در ماندگاری عالی است، ده سال گذشته و هنوز جمله هایت را می گویند و هنوز نشان می دهند، بازی در تئاتر در لحظه خیلی هیجان انگیز است، در آن یک ماه اصلا وصف ناپذیر است، هر روز، چه روزی که عادی می شود و چه روزی که عادی نیست، چه روزی که هیجان دارید و چه روزی که ندارید، تئاتر در لحظه عالی است، تلویزیون خیلی معیارهایش با من جور نیست، به خاطر اینکه به نظر من همه از یک فیلتر می گذرند و آن فیلتر بر نقش تاثیر می گذارد، یعنی مثلا معلم و بازیگر و فیلسوف و خواننده همه یک سبک لباس می پوشند و حجاب دارند و خب این دروغ است، این باعث می شود که برای من جذاب نباشد، البته رسانه های تصویری خیلی برای من جذاب است که یک کار داشته باشم چون مخاطب های زیادی دارند و این خیلی مهم است که برای مردم بازی می کنید، جایی که کیفیت خوب باشد قطعا تلاش هم جواب می دهد و کیفیت که خوب نباشد هرچقدر هم خودتان را بکشید فایده ندارد.