امروز 19 آذر 1397 - ساعت 08:50
گفت وگوی همبستگی با نوازنده پرکاشن، احسان شفیعی

موسیقی پاپ هیچ زمانی به این بی‌کیفیتی نبوده است

گفت وگوی همبستگی با نوازنده پرکاشن، احسان شفیعی موسیقی پاپ هیچ زمانی به این بی‌کیفیتی نبوده است

احسان شفیعی، متولد آبان شصت و یک، در سال هشتاد با شرکت در کلاس های « همایون نصیری » تکنیک های پرکاشن را از او فرا گرفت و در سال هشتاد و هشت با گروه « دارکوب » وارد مارکت حرفه ای موسیقی شد، در کارنامه هنری او تا به امروز همکاری با خوانندگان و نوازندگان مطرح ایران به چشم می خورد که این روند همیشه رو به پیشرفت همچنان ادامه دارد، با احسان شفیعی در روزهای بارانی زمستان نود و شش گفتگویی مفصل داشته ایم که با هم می خوانیم.

چرا از اینهمه فعالیت هنری موسیقی را انتخاب کردید؟

من در یک خانواده هنرمند و البته بسیار هنر دوست بزرگ شدم و طبیعتا وقتی از کودکی در چنین فضایی هستید، هنر عضوی از خانواده شما می شود، با این تفاسیر وقتی هنر رایج در منزل موسیقی باشد شما هم مسیر را دنبال می کنید، البته علاقه شخصی بسیار دخیل بوده و بستر هم آماده، این شد که موسیقی شد قسمت جدا نشدنی از زندگی.

در مورد گروه « کاکوبند » صحبت می کنید؟

اولین بار که این دوستان را دیدم بهارنود و چهار بود، از همان ابتدا معلوم بود جو حاکم بر گروه نسبت به گروه های دیگری که دست کم من با آنها کار کرده بودم حال متفاوتی دارد، شروع به تمرین کردیم و دی نود و چهار اولین اجرای ما بود و تا الان با افتخار در خدمت دوستان هستیم، کاکوبند چه از لحاظ فنی و چه در خیلی موارد دیگر بسیار به استاندارد نزدیک است، مخاطب ما هم این ژانر موزیک را که برای اولین بار در ایران اجرا شده از ما پذیرفته ولی من باز هم دوست دارم به عزیزانی که موسیقی را یک مقدار جدی تر دنبال می کنند بگویم، با اندکی تحقیق می توانید سبک و استا یل موزیک ما را که بسیار نمونه های مختلفی در دنیا دارد بشناسید و سوالاتی که از ما می کنید برای همیشه در ذهنتان حل شود، اتفاقات بسیار جدیدی در آلبوم دوم گروه که به امید خدا به زودی منتشر می شود خواهد افتاد که فکر می کنم برای خیلی از دوستان جذابیت داشته باشد و از همه مهمتر مفهوم « بند بودن » را در در این گروه احساس می کنید، این فقط یک تیتر نیست!

چقدر با منتقدانی که می گویند موسیقی ما به سمت بی محتوایی می‌رود موافقید؟

این که کلا موسیقی مسیر اشتباهی را دارد می رود زیاد فهمیدنش سخت نیست، در زمینه موسیقی پاپیولار این اتفاق با سرعت عجیبی در حال افتادن است، من در مورد ژانرهای دیگر صحبت نمی کنم چون شناخت کافی از آنها ندارم و بهتر است منتقدین از جنس همان موسیقی باشند، در این اتفاق عوامل مختلفی وجود دارد ولی بزرگترین مقصر خود موزیسین ها هستند که در این مورد یک کتاب حرف می شود زد، کلا باید گفت موسیقی پاپ ما هیچ دورانی را به این بی کیفیتی از لحاظ فنی نداشته است، اکثر کارهایی که امروز در ایران « هیت » می شود متاسفانه از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است و مقصر این هیت شدن باز هم ما هستیم نه مردم، اگه کار خوب خوب پرزنت شود و به گوش برسد ملت هر کاری را گوش نمی دهند والبته یک نکته را هم خدمت شما بگویم که بخش اعظم موزیک پاپ ما شده کپی کردن کارهای کشورهای دیگر، این یعنی سواستفاده از گوش وبی اطلاعی عامه جامعه.

به نظر شما پاپ به یکنواختی رسیده و عمر آن به زودی به پایان می رسد؟

بحث یکنواختی نیست،بحث این است که دوستان تا می بینند یکی به هر دلیلی کارش گرفته هشتصد تا کار شبیه آن کار روانه بازار می کنند، کلا آماده خوری را دوست دارند، کسی تلاشی نمی کند که یک تفاوت خوب ایجاد کند، خواننده ها هم از لحاظ کیفی قریب به اتفاق دور از استاندارد هستند، متاسفانه خواننده های با کیفیت به دلایلی که برای خود من هم سوال است کم کار هستند، شاید بتوانم نهایتا ده خواننده استاندارد در زمینه موسیقی پاپ نام ببرم، خب این رقم شوخی است با این حجم خواننده که ما داریم، یک نواختی وقتی به وجود می آید که علم و احساس از موسیقی می رود، ما الان دچار این حادثه شده ایم، هر وقت برای دادن مجوزهای لازم جهت آلبوم و اجرای زنده فاکتورکیفیت جای روابط را گرفت قطعا این یکنواختی از بین خواهد رفت، اساتیدی که در بخش مجوزات وزارت محترم ارشاد فعالیت دارند باید یک مقدار سخت بگیرند و اجازه ندهند هر موزیک بی کیفیتی مجوز بگیرد، این راه حل است.

آینده موسیقی داخلی را چگونه می بینید؟

اگر وضع به همین منوال پیش رود آینده روشنی را نمی بینم، مقایسه کنید ما را با کشورهای همسایه، اصلا راه دوری نمی خواهد بروید، واقعا عقب هستیم و هر روز هم بدتر می شویم، من هنوز نمی فهمم آهنگسازی را که فقط با نرم افزار های کامپیوتری می تواند کار کند و ساز نمی تواند بزند، نمی فهمم خواننده ای را که یک کلاس آواز ندیده و نت نمی شناسد، نمی فهمم نوازنده ای را که هنوز الفبای موسیقی را نمی شناسد و از لحاظ فنی واقعا بی کیفیت است و سالی پانصد اجرا دارد، نمی فهمم گوشی را که این موزیک برایش جذاب است و پول می دهد بلیط کنسرت می خرد، وقت می گذارد و می رود و دو ساعت آلودگی صوتی گوش می کند، مقوله فرم و هارمونی پیش کش!

امروز موسیقی داخلی پیشرفت بهتری دارد یا موسیقی لس آنجلسی؟

با همه گله ای که از دوستان همکار کردم ولی بازهم دوستان داخلی چند سرو گردن از موزیک پاپ ایرانی خارج از کشور جلو هستند، این خودش جای بحث دارد که چرا و این آنالیز به چه صورت اتفاق افتاده که فکر می کنم یک سر فصل جدید باید برای آن باز کنیم.

راجع به سطح برگزاری کنسرتها نظرتان چیست؟

در مورد برگزاری کنسرتها مشکلات بسیار است، بزرگترین مشکل عدم کیفیت سالنه ای اجرا است، نهایتا پنج یا شش سالن خوب در کل کشور داریم، برگزارکنندگان هم که غیر از چند نفر که کار را به صورت تجربی از قدیم یاد گرفته اند بقیه دوستان واقعا باید کلاس ببینند، شخصی تا دیروز شغل دیگری داشته و امروز صبح بیدار می شود و تصمیم می گیرد کنسرت برگزار کند و صنف تغییر دهد، رفقا ی بیزنس من تا می بینم پولی است و می شود مال اندوزی کرد وارد گود شده و با کمترین دانش در این مورد شروع به کار می کنند و نتیجه هم می شود همین آش شله قلم کاری که می بینید.

در مورد تب افزایش روزشمار خواننده ها نظرتان مثبت است؟

خیلی غیبت خواننده ها را کردیم ولی در اینکه تب خوانندگی بالا است شکی نیست، ای کاش دوستان دنبال ره صد ساله را یک شبه رفتن نباشند، این که خواننده زیاد داشته باشیم خوب است ولی واقعا چند درصد این رفقا واقعا خواننده هستند؟ چند درصد عاشق موسیقی هستند؟ با چهار تا عکس و دو دست لباس شیک که طرف خواننده به حساب نمی آید، در همین ژانر پاپ مقایسه کنید دوستان تازه وارد را با امثال اساتید مانی رهنما، حمید حامی، نیما مسیحا و نازنینان دیگری که به نظر من رفرنس موزیک بعد انقلاب هستند، به جز سه الی چهار نفر واقعا بقیه دوستانی که هیت هستند شوخی هستند، این بزرگواران کم کارند و رفقای تیم شوخی پر کار، شاید این اساتید را در دسته پاپ کلاسیک بدانیم و بگویند که سبکشان فرق می کند، باشد! کدامشون با روزبه نعمت الهی قابل مقایسه هستند؟ این رفقای تازه وارد در خواب هم نمی دیدند این روزها را، خواب هم نمی دیدند با این همه بی کیفیتی یک روز در لول یک موزیک این مملکت قدم بزنند.

در مورد موسیقی تلفیقی که این روزها گل کرده نظرتان را بگویید.

خود مفهوم تلفیق زیر سوال است، موسیقی تلفیقی این نیست که مثلا یه بند راک صدا دهد یک کمانچه هم آن وسط یک نت گردی بزند، تلفیق از دید من یعنی جایی که فرکانس های مختلف از سازهای با فرهنگ متفاوت با ایجاد یک هارمونی درست در کنار هم قرار بگیرد و اتفاق جدیدی رقم بزند، موسیقی تلفیقی که من گوش می دهم وطرفدارش هستم مال بیرون از ایران است، داخل کشور هم کارهای گروه دارکوب را دوست دارم که خوشبختانه افتخار همکاری با این نازنینان را در کارنامه کاری خودم دارم.

در مورد همکاری با یکی از کمپانی‌های مطرح صحبت می‌کنید؟

والا آرتیست کمپانی شدن باعث افتخار است ولی اگر کیفیت باعث این اتفاق شده باشد نه چیز دیگری، برای من هم این داستان در حال اتفاق افتادن است که اجازه بدهید الان نگویم که کدام کمپانی ولی فقط بگویم که کمپانی بسیار معتبری در زمینه تولید سازهای کوبه ای که انشا الله اگر قطعی شد خدمتتان عرض می کنم.

و در رابطه با جایزه global music award صحبت می کنید؟

سال دو هزار و شانزده افتخارنوازندگی در قطعه ای به نام unrecognized country را داشتم که موفق به دریافت جایزه global music awards شدم.

آرزوی شما برای موزیک این روزها؟

آرزو می کنم روزی به جایی برسیم که موسیقی ایران حرف برای گفتن داشته باشد در مقام مقایسه با دیگر کشورها و آرزو می کنم آرتیست ایرانی زبانزد کل دنیا باشد، کلی جایزه بین المللی بیریم و کلی موزیک افتخار آمیز داشته باشیم و باز هم فرهنگ و هنر ایران زبانزد جهانیان شود.

به آن چیزی که انتظار داشتید امروز باشید، رسیده اید؟

آدم هیچ وقت راضی نیست،من در مسیر رسیدن به آرزوهای خودم هستم، این یعنی موفقیت یعنی سی سال است از مسیر خودم زاویه نگرفته ام ولی این که به چیزهایی که میخواستید رسیده اید؛ خیلی سوال سختی است، به خصوص از احسان شفیعی که کلا خیلی زیاد ایده آل گراست، فقط می توانم بگویم خدا را شکر که نزدیک شده ام به خواسته هایم و طبق برنامه ریزی که کرده بودم، زیاد عقب نیستم، البته اشتباهاتی داشته ام درمورد انتخاب های مختلف که جبرانش طبیعتا زمان بر بوده و مقداری من را عقب انداخته که فکر می کنم آن هم قابل جبران باشد.

چقدر به ماندگاری در تاریخ هنر ایران فکر می کنید؟

ماندگاری در موسیقی آرزوی هر موزیسینی است، فکر می کنم تا اینجای کار کارنامه قابل دفاعی داشته ام و در حال تلاش هستم که یک سری آثار ماندگار از خودم به جای بگذارم، امیدوارم که در این مسیر خدا کمکم کند و موفق شوم.

در پایان از فعالیت های پیش رو صحبت کنید.

مشغول به تهیه آلبوم شخصی هستم که به علت بیش از اندازه وسواسی بودن من خیلی زمان برده ولی به امید خدا فکر می کنم کار متفاوتی شود، یک سینگل تراک تا قبل از سال97 از من به بازار می آید که زیاد در مورد آن توضیح نمی‌دهم تا بیاید و شنیده شود، فکر می کنم کار قابل دفاعی باشد، امسال حامی محصولات کمپانی نوامارکت شده ام که اول فکر می‌کردم کار سختی نباشد ولی بعدا فهمیدم کار ساده ای نیست، بعد از سالها شروع به آموزش کرده ام؛ کلاسهای خصوصی خودم را دارم والبته مشغول به همکاری با یک آموزشگاه حرفه ای هستم و در آخر منتظر آلبوم دوم کاکوبند هستیم که اواخر مراحل تولید را سپری می کند و فکر می کنم سال 97 به امید خدا دوستداران کاکوبند را زیاد زیارت کنیم در کنسرت‌های متعددی که برنامه ریزی شده و از بودن کنارشان لذت ببریم.