امروز 30 دی 1397 - ساعت 19:17
امیر ساعدی داریان استاد دانشگاه

مسئولیت پذیر باشیم!

مسئولیت پذیر باشیم! امیر ساعدی داریان استاد دانشگاه

آنچه که در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه و در سر پل ذهاب می توان دید هنوز آزار دهنده است. تصور زندگی در زیر چادر حتی با داشتن وسایل گرمایشی سخت و درک احساس آن سرما غیر قابل باور است. انگار همین دیروز بود که خبر مربوط به زلزله منتشر شد.انگار آن همه شور وشوق به کمک همین دیروز بود.تصاویرش از مقابل چشمانم می‌گذرد و به شرایط امروز مردم می نگرم.

واقعا شرایط برای کسانیکه همه چیز خود را از دست داده اند سخت است. اگرچه متاسفانه کاستی ها و کمبودها در مناطق دور از مرکزدر کشورگسترده است. اصولا در ساختار کشور «رفاه عمومی» به درستی تعریف نشده و یک نوع فقر منابع رفاهی در کشور به چشم می خورد که بایستی با برنامه ریزی های دقیق علمی و عملی ریشه کن شود.پذیرفته نیست که درمانگاهها و بیمارستان های کشور فاقد تجهیزات لازم و پزشکان حاذق باشند.این مشکلی است که مختص کرمانشاه و سرپل ذهاب نیست؛ و بسیاری از هموطنان ما در روستاهای دور دست از امکانات پزشکی ، بهداشتی مناسب بهرمند نیستند وحال که نورافکن افکار عمومی به سرپل ذهاب افکنده شده چه بهتر که از همینجا شروع کنیم.

رییس جمهور خودشان بارها در سخنرانی هایشان از تاباندن نور بر تاریکی ها استقبال کردند .بویژه در روز دفاع از بودجه و آنجاییکه اشاره به برخی مراکز فرهنگی و آموزشی داشتند که بودجه های نابجا دریافت می کنند. صد البته این درست است اما وقتی مردم نورافکن به دست گرفتند هرجا ممکن است بتابانند حتی به کاستی های دولت.

فوت «سارینا» چه بر اثر سرما یا کمبود امکانات پزشکی و یا مرگ اجتناب ناپذیر یک کودک بر اثر بیماری باری از مسئولیت دولت برای کاهش کمبود ها نمی کاهد.

من بعنوان یک متخصص آشنا به کارهای ساخت و ساز درک می کنم که شاید تهیه و ساخت منزل مسکونی کافی در این فرصت ممکن نیست، درک می کنم که شاید حتی تهیه این تعداد کانکس هم ممکن نباشد اما نمی توانم درک کنم که دولت سوله ها، ورزشگاه ها، مراکز عمومی بزرگ و سربسته کافی نداشته باشد که بعد از خروج از بحران(یعنی سروسامان گرفتن و اسکان بخش قابل توجهی از افراد)در آن مراکز به سایرین که سرپناه کافی ندارند رسیدگی کند.

در کنار کاستی های آشکاری که اکنون در مناطق زلزله‌زده وجود دارد و هر مراجعه کننده ای آنرا درک می کند بد نیست گریزی بزنیم به نقش افراد مشهور.

در این ماجرا به هر دلیل، بخشی از مردم به مراکز دولتی اطمینان نکردندو کمک های خود را به چهره‌های سرشناس یا سلبریتی‌ها دادند.در چنین مواقعی این سلبریتی ها به اندازه دولت درقبال کسانیکه به آنها اعتماد کرده اند مسئولند.این عده نمی توانند در چنین شرایطی سر خود را زیر آب کنند تا موج بگذرد.

 برخی از این افراد پولها را در حساب نگهداشته‌اند(اگرچه می دانیم از آن منفعت شخصی نمی برند) تا در مواقع مناسب یا برای کارهای زیر بنایی هزینه کنند.نگهداری این پول برای روز مناسب یعنی نوش دارو پس از مرگ سهراب. مردم این پول را برای حل مشکل امروز زلزله زدگان داده اند نه برای آیندگان نه برای فردا.این پول را دادند تا برای سارینا ها خرج شود نه فردای روزگار برای دیگران حتی اگر عام المنفعه شود. اکنون این افراد در قبال کاستی ها مقصرند. با اینحال هیچ چیز نقش اساسی دولت و مسئولین را در این ماجرا کم نمی کند. سارینا و سرپل ذهاب نمونه کوچکی از محرومیت و کمبود در بسیاری از مناطق دور از مرکز کشورمان است. باید واقعیت ها را ببینیم. وقتی می گوییم روحانی باید با مردم حرف بزند یعنی همینکه از محرومیت سراسری و واقعیت ها ودلایل آن سخن بگوید و نیم نگاهی هم به نقش سمن ها و مردم داشته باشد.صرفا بیان شاخص های کلی و ارایه آمارهای رشد وعدم درک آن در سبد خانوار عمومی یعنی همین که هست.