امروز 29 مرداد 1397 - ساعت 15:09
الهه شه پرست در گفت وگو با همبستگی

فارغ التحصیل‌های « نمایش » امنیت شغلی ندارند

الهه شه پرست در گفت وگو با همبستگی فارغ التحصیل‌های « نمایش » امنیت شغلی ندارند

الهه شه‌پرست، متولد بیست و سه اسفند شصت و سه، تهران، فارغ التحصیل رشته تئاتر از دانشگاه سوره، کاندیدای جشنواره یاس و جشنواره « ماربلای اسپانیا » به خاطر بازی در تله فیلم « فرشته » که در چند ماه گذشته از او نمایش های « کلنل » ، « بالاخره این زندگی مال کیه !؟ » ، « اتاق » ، « روز عقیم » ، « تیم شنا » را به خاطر داریم، با الهه شه پرست که این روزها دو تئاتر « چشم ها » و « در مه بخوان » را به صورت همزمان روی صحنه دارد گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم.

کار کردن همزمان در دو تئاتر سخت نیست؟

من تجربه دو اجرای همزمان را داشته ام، روزهای اول که دو کار همزمان می شود یک مقدار استرس برای آدم وجود دارد ولی اینکه دو کار و دو نقش متفاوت را با هم یک بازیگر مثلا به فاصله یک ساعت و نیم اجرا می کند، جدا از استرسی که به خاطر فاصله بین دو سالن وجود دارد در کل تجربه جذابی است.

در تئاتر « در مه بخوان » شخصیت شما چقدر به شما نزدیک است؟

در این نمایش نقش انسیه را بازی می کنم که تنها کارکتر زن این نمایش نامه است، اینکه چقدر به من نزدیک است، خب انسیه دختری از روستاهای شمال کشور است و دختر معصومی است، فکر نمی کنم خیلی به من نزدیک باشد، حداقل از جهت آپشن ها و خصوصیات ظاهری و عینی فکر می کنم خیلی به من نزدیک نباشد.

چه مقدار از تئاتر شامل دانش و آگاهی و چقدر مهارت‌های فردی می شود؟

به نظر من مکمل یکدیگر هستند، نمی توانیم بگوییم بازیگری که در مورد کار خودش دانش ندارد و فقط روی تجربه کار کرده بازیگر کاملی است و یا برعکس، به نظر من مکمل یکدیگر هستند ولی تجربه و خوب دیدن در کل برای یک بازیگر خیلی مهم است، خیلی می تواند تاثیر داشته باشد در اینکه روی صحنه نقشش را زندگی کند و برای تماشاچی باور پذیر و دوست داشتنی باشد.

اینهمه فارغ التحصیل رشته نمایش آینده‌ای دارند؟

من فارغ التحصیل سال هشتاد و هشت هستم، ما در سال هشتاد و چهار که وارد سوره شدیم تقریبا پنجاه نفر بودیم که تقسیم شدیم در چهار گرایش و از آن آدم ها الان شاید به اندازه انگشتان یک دست داریم کار می کنیم، حالا که به این موضوع فکر می کنم سخت است و کمی نگران می شوم برای اینهمه ورودی هایی که دانشگاه ها دارند می گیرند، بچه هایی که چهار سال، حالا کمتر یا بیشتر عمرشان را می گذارند پای درس خواندن در رشته ای که دوست دارند و برای آن زحمت می کشند، خیلی وقت ها بچه هایی در بین آنها هستند که کارشان درست است، خوب هستند ولی شاید بشود گفت با شانس مواجه نمی شوند و دیده نمی شوند، بعد از چهار سال رها می کنند و می روند دنبال کارهای دیگر، خیلی وقت ها سرخورده می شوند و این ناراحت کننده است، اینکه برای فارغ التحصیل های این رشته هیچ امنیت شغلی وجود ندارد.

وضعیت کلی امروز تئاتر را چگونه می بینید؟

وضعیت امروز خیلی سخت است مخصوصا برای کسانی که بخواهند تازه وارد این حرفه بشوند، من همیشه سعی می کنم که تنگ نظری نداشته باشم، نسبت به کسانی که جدید وارد می شوند تعصب عجیب غریب نداشته باشم و سعی می کنم به این فکر کنم که هر کسی می تواند وارد این حرفه شود، اگر توانایی اش را داشته باشد می ماند و اگر هم که نه می رود ولی به هر حال آدم ها عمرشان را می گذارند و اگر مواجه نشوند با آن چیزی که می خواستند و فکرش را می کرده اند این یک مقدار مخصوصا برای نسل جوان ناراحت کننده است.

تئاتر روز عقیم از جشنواره حذف شد که بازتاب زیادی داشت، چرا؟

در مورد نمایش روز عقیم که نویسنده و کارگردان آن آقای حسین کیانی است، شخصیت فردی و حرفه ای آقای حسین کیانی بسیار بسیار برای من ارزشمند و قابل احترام است، این نمایش تابستان امسال که می خواست روی صحنه برود با ممیزی و این اتفاق ها روبرو شد، درکل من نمی دانم شورای نظارت و اینها دقیقا ملاک و معیارشان چیست، به نظر خود من این نمایش نمایشی بود که موضوعی داشت که خیلی زیاد انسانی بود و این رفتاری که با آن شد به گونه ای دل همه ما را به درد آورد، نه فقط کسانی که جزو عوامل بودند بلکه کسانی که این نمایش را حتی دیده بودند، از این نمایش یک جمله در ذهن من است که «تقدیم به معصومیت‌هایی که در آتش سوختند» قصه نمایش را اگر دیده باشید می دانید، موضوعیتش را می دانید، به نظر من یک کم حساسیت ها روی موضوع این نمایش زیاد شد چون ما کم و بیش می بینیم نمایش های خیلی شدیدالحن تر از این نمایش اجرا می شود و روی صحنه می رود، حتی شاید نمایش نامه هایی هستند که دیالوگ ها و صحنه هایی دارند که شاید خیلی با عرف ما همخوانی نداشته باشد ولی به راحتی دارند اجرا می روند، کما اینکه حتی برای آنها هم از نظر من ممیزی وجود ندارد و ممیزی منطقی نیست، کلا روی نمایش روزعقیم خیلی زیاد زوم شد و متاسفم که این حرف را می زنم که حساسیت الکی روی آن ایجاد شد، نمایش نمایشی بود که هر تماشاچی که آن را دید بسیار دوست داشت، ساده بودن آن را، روان بودن آن را،انسانی بودن و حرفه ای بودن این نمایش را تماشاچی دوست داشت، متاسفم که این اتفاق افتاد.